محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

85

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

معنا بوده و نمىتوان دليل و توجيهى براى تفاوت‌هايى يافت كه برخى شارحان ميان اين دو واژه قرار داده‌اند . امام على عليه السّلام در عبارت‌هاى بالا ، ابتدا توصيفات محدود را از خداوند دور مىسازد و سپس توصيفى را نيز ممتنع مىشمرد كه بيانگر تعبيرى كافى و وافى ، و جامع و مانع از خداوند باشد ؛ چه آن كه خداوند با اين‌گونه توصيفات شناخته نمىشود و هيچ راهى براى شناخت او جز توجه به آثارش وجود ندارد . البته بديهى است كه آثار و نشانه‌ها از ذات فاعل آنها خبر نمىدهند و تمام صفات او را منعكس نمىسازند . فراتر از آن ، قدرت خداوند با آثار و آفريده‌هاى او قابل مقايسه نيست . زيرا هر چه خداوند بيافريند ، چيزى از قدرت او كاسته نمىشود . ( و لا وقت معدود ، و لا أجل ممدود ) زمان تعددپذير و قابل تقسيم است و مىتوان از زمان‌هاى متفاوت مانند ديروز ، امروز و فردا سخن گفت . عمر و زمان هر چيزى نيز پايان‌پذير بوده و اين تنها واجب الوجود است كه از گذشته بوده و تا هميشه خواهد بود . در حيطه زمان نمىگنجد و پايانى براى او نيست . جداى از اين ، زمان از لوازم حركت است و حركت از لوازم جسم ؛ و واجب الوجود از جسم بودن به دور است . امام على عليه السّلام در جايى ديگر مىفرمايد : « خداوند ، آغاز هر چيزى و جاويدان است ، و پايدار و ماندگار و بدون مدّت و زمان مشخص است . » « 1 » ( فطر الخلائق بقدرته ) خداوند موجودات را بدون الگو و نمونه قبلى و بدون استفاده از ابزار و وسيله‌اى و تنها با اراده خويش آفريد . امام عليه السّلام در خطبه‌اى ديگر خداوند را اين چنين توصيف مىكند : « خدايى كه پديد آورنده

--> ( 1 ) . « هو الأوّل و لم يزل و الباقي بلا أجل » نهج‌البلاغه : خطبه 163 .